+
نگاشته در 87/05/28 گاه 7 بعد از ظهر توسط بابایی
|
روز 14/12/86 ،ساعت 10:20شب، بیمارستان مادران، صداي گريه كودك من، فضا را پركرد از عطر خدا و قدرت بي انتهايش. من پدر شدم و به شكرانه اش آرزوهايم را، به باد سپردم وبه تو دخترک خیال های دور دخترك واقعي نزديك مي انديشم از همين حالا.