شايلي و آش دندوني ...
ديروز يعني چهارشنبه ۹ مرداد ۸۷ روز مبعث حضرت محمد(ص)
آش دندوني شايلي پخته شد و خانم كوچولوي ما كادوهاشو گرفت
اتفاقا چقدر هم ديروز خانم شده بود نه گريه كرد نه غر زد فقط و فقط
خنديد و بازي كرد.
ديگه شايلي خوشگل ما خيلي حواسش جمع شده كلي كنجكاوي ميكنه
هر صدايي رو ميشنوه به طرف منبع صدا نگاه ميكنه تا ببينه چه خبره!
به هر چيز و هر كس با دقت خيره ميشه تا بشناسه اونم با لپها و لبهاي
آويزون و خوردني و البته به جهت دندون درآوردن با آب دهان آويزون...
دختر گلم به قدر يك دنيا ، يك دنياي بزرگ و زيبا دوستت دارم...