شایلی و اولین خاطر خواه سمج !
رفته بودیم شمال ، فروشگاه لايكو ، مشغول گشت و گذار
و البته ماماني شايلي مشغول خريد كردن !!!
شايلي نميدونم چي شد يه دفعه زد زير گريه و از اون گريه ها !
بعد ديدم يه پسمل خوشگل كه خودش تازه راه افتاده بود و ماشالا
خيلي هم توپولي بود داره دنبال ما ، ما كه نه البته شايلي راه مياد
و يه چيزهايي به زبون خودش ميگه بعد فهميدم اسمش كيارش بود
خلاصه غيرت منم قلبه شد و از اين پسر سمج يك عكس گرفتم براي يادگاري :
اولين خاطر خواه سمج شايلي.
چه دوره و زمونه اي شده نه؟ غيرت بابا رو ببنيد!!!!!!!
